الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

502

الغدير ( فارسى )

و حسن است و راويان مورد اعتماد و ثقه آن را روايت نموده‌اند و پيوستگى اين اسنادها به يكديگر برهانى در صحّت نقل آن است . « 1 » 13 - شيخ ابو المكارم ، علاء الدين سمنانى ( م 736 ) در عروة الوثقى گويد : رسول خدا به على كه درود خدا و فرشتگان بر او باد ، فرمود : انت منى بمنزلة هارون من موسى و لكن لا نبى بعدى « 2 » و در غدير خم بعد از حجّة الوداع در حالى كه شانهء او را گرفته بود ، در حضور گروهى از مهاجر و انصار فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . اين حديثى است كه همگان به صحّت آن اتفاق دارند ؛ بنابراين ، على سرور اوليا شد و همدل و همراز محمّد ، سلام خدا بر او ، بود ، و به همين راز ، سرور صدّيقان و يار غار پيغمبر ، ابو بكر اشاره كرده است در آن هنگام كه ابو عبيدة بن جراح را به سوى على براى حضور در نزد خود فرستاد و گفت : اى ابو عبيده ، تو امين اين امّت هستى ، من ترا به سوى كسى مىفرستم كه با پيامبر كه ديروز او را از دست داديم ، هم‌مرتبه است . بنابراين ، سزاوار و شايسته است كه در نزد او با ادب و نيكو سخن بگويى . . . تا پايان گفتار طولانى او . 14 - شمس الدين ذهبى شافعى ( م 748 ) ، كتاب جداگانه‌اى در موضوع داستان غدير تدوين كرده « 3 » و در تلخيص المستدرك حديث مزبور را به طرق مختلف ذكر نموده و تعدادى از طرق آن را صحيح اعلام كرده و گفته است : صدر حديث متواتر است و من يقين دارم كه رسول خدا حديث من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه را بيان فرموده ، اما جملهء اللهم وال من والاه زيادتى است كه در عين حال ، اسناد آن قوى است و گروهى از محدّثان بزرگ به صحت آن اعتماد كرده‌اند ، چنان كه به كلمات بعضى از آنها به زودى واقف خواهيد شد . 15 - حافظ عماد الدين ، ابن كثير شافعى دمشقى ( م 774 ) از سنن حافظ نسائى ، از

--> ( 1 ) . كفاية الطالب 17 . ( 2 ) . ترجمهء حديث : يا على ، تو نسبت به من به منزلهء هارونى نسبت به موسى ، ولى پيغمبرى بعد از من نخواهد بود . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 156 .